سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
سوزن بان ـ‏ دو طلبه‌ی اهل رسانه



 






درباره سوزن‌بان

 سلام. شاید کمتر توجه کرده‌ باشید ولی واقعیت این است که اهمیت کار "سوزن‌بان" در هدایت و به مقصد رسیدن قطار کمتر از راننده‌ی آن نیست. دو طلبه اهل رسانه هستیم که دوست‌ داریم سهمی هر چند اندک در هدایت و سوزن‌بانی قطار اینترنت داشته باشیم. خوشحال می‌شویم اگر به ما کمک کنید. یا علی

صفحه اصلی
پارسی بلاگ
نسخه wap سوزن‌بان
پیوندهای روزانه سوزن‌بان
وبلاگ منتخب سوزن‌بان
وضعیت ما در یاهو:
سوزن‌بان یک:
سوزن‌بان  دو:


لینکهای روزانه
دوست پسر و پل صراط [154]
پا در میانی پیش خدا... [21]
دانلود کلیپ های تصویری مختارنامه [34]
ثبت تقدیر و تشکر از سازندگان مختارنامه [2]
دانلود موسیقی های مختارنامه [32]
الوداع الوداع یا دریا [14]
اشعار عاشورایی ناب [31]
تبلیغ دین در تلویزیون... [22]
دانلود چند قطعه نوحه قدیمی [39]
گلچین کاریکاتور و طرح گرافیکی [27]
گزارش تصویری از همایش مبلغان هجرت [9]
دانلود نرم افزار یاوران دجال [36]
خرید نرم افزارهای قرآنی [6]
وقتی محافظان ره‌بر سیلی می‌خورند! [112]
کمبود اکسیژن در تهران [9]
[آرشیو(797)]

آرشیو وبلاگ
سال جدید مبارک [2]
از حجره واقعی تا حجره مجازی
حرف های در گوشی یک بلاگر
اعتراض های نیلوفر به طلبه ها
بازار تبریز تعطیل شد
بی نظمی در تشییع جنازه آقا
وصیت نامه آیت الله تبریزی (ره)
توهین به مرجعیت
حضور تیم فوتبال حوزه علمیه قم در لیگ برتر
کتاب سال حوزه علمیه قم در متروی تهران
شمارش معکوس
صندلی داغ سوزن بان
مرگ یک روحانی
سوزن بان مدیر پارسی بلاگ
لس آنجلس تایمز و طلاب وبلاگنویس
باز هم توهین به پیامبر(ص)
مشهد و وبلاگ نویسی
از بلاگ تا پلاک
طلبه مخترع و قرآن دیجیتالی
چهارشنبه سوری و حوزه علمیه قم
حوزه علمیه و شهدای روحانی
خبر خوش سوزن بان !
حوزه علمیه و صنعت گردشگری
مبارزه حوزه علمیه با بد حجابی
غیر قابل چاپ
نمایشگاه رسانه های دیجیتال و ...
یک شماره تلفن محرمانه!
هشتم مارس، روز مادر ایرانی یا جهانی؟
دعای ندبه وبلاگ‌نویسان در کهف الشهداء
آیت‏الله خامنه‏ای در لباس مبدل
ترکیب غلط پیامبر اسلام را بکار نبریم
سهم کودکان از اینترنت و نقش حوزه علمیه
افزایش قیمت عبا و عمامه در قم
سوزن بان دادگاهی شد
وصیت آیت الله مجتهدی تهرانی
آیت الله مکارم شیرازی و رادیو جوان
سکوت حوزه علمیه
تلاش برخی ناشران داخلی برای ترجمه کتاب های جادوگری بولیوی



لینک دوستان
کوهپایه
قافله شهداء
شلمچه
فصل انتظار
بر بساط نکته دانان
جهاد همچنان باقی است
یک لحظه با یک طلبه!
طلبگی و دنیای عشق
لبگزه
نشانه
پاک دیده
سین جیم‏های اخلاقی
آخوندها از مریخ نیامده اند
سوشیانس(عج)
دم مسیحایی
سوتک
خاطرات باور نکردنی یک حاج آ‍قا
از یک روحانی
شیعه مذهب برتر
دسته کلید
احسن
ایران اسلام
سوال های منتظر جواب
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
برادر عزیزم-حسن آقا- خدا رحمتش کنه
مثل یک رویا
حرفای خودمونی من
تا دیدار یار
طلبه ای از نسل سوم
نقد ملس
کافه اندیشه
حمید داوودآبادی
چشم و چراغ - دنیای سه خواهر قدیم
مدیر - همون آقا سید خودمون
مدرسه ما
وسوسه عقل
در هوای دوست
فاطمه زهرا کوچولو
عدل الهی Divine Justice
آهستان
تخریبچی دوران
بزمانه
دختران آسمانی
حجت‌الاسلام حسینی. مدیر دانشکده مجازی عل
دفتر توسعه وبلاگ دینی
پایگاه دریافت رایگان کتاب فارسی
چهار قل(وبلاگتان را ثبت کنید)
حاج آقا یا حق
رسپنا
طلبه امروزی
مزار شهدا
خدا بود و دیگر هیچ نبود
نکته هایی از قرآن
جلوه گه یار
بوی پیراهن یوسف
منطقه ممنوعه
....حاقَّـه....
سعی
نفسانیات
اسکالپل
خودکارهای آبی دخترانه
دوئل
روتین‌های یک طلبه
حسینیه دل

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
سوزن بان ـ‏ دو طلبه‌ی اهل رسانه


آمار بازدید
بازدید کل :192503
بازدید امروز : 19
بازدید دیروز: 42
 RSS  

  
website counter


دمپایی ملی/مهرنیوزبچه که بودیم برای خنده هم که بود، می گفتند ایران حتی نمی تواند آفتابه بسازد. تازه اگر آفتابه بسازد برای سوراخ کردن لوله آفتابه محتاج کشورهای دیگر هستیم.


البته همه این ها ناشی از یک نوع روحیه خودباختگی و انگیزش‌های خیابانی برای بی هویت کردن ملت بود. شاید اگر کمی چشمانمان را باز می کردیم و به اطراف نگاهی می‌انداختیم از زکریای رازی تا ابن‌سینا، از خوارزمی تا شیخ بهایی و حتی در زمان ما آدم‌هایی مثل پروفسور حسابی همه از کسانی بوده اند که به نوعی توانسته اند دنیا را تحت تأثیر تلاش های خود قرار بدهند حالا شما این هویت واقعی را در کنار فرهنگ بی‌هویتی ساخت آفتابه بگذارید، معلومه که دو دو تا چهارتاست.


بد نیست زندگی پروفسور حسابی را فیلم کنیم و بهش نگاه بیاندازیم. آدمی که برای ما یک صد متر از خاک کره ماه را با پول جیبش خریداری کرده تا در آینده ایران بتواند در آنجا کارهای تحقیقاتی و پژوهشی کند این تلاش ها در همان دوره ای است که به ما می گفتند نمی توانیم آفتابه بسازیم اما داشتیم آدم هایی که برای صد سال آینده ما برنامه ریزی و تلاش کرده اند.


مهم اینه که خودمان چقدر برای خودمان شخصیت و ارزش قائل شویم. همین و بس.


امسال هم که سال تولید ملی است. قطعا الان خیلی‌ها به فکر برنامه ریزی برای آینده من و شما هستند و خیلی‌ها هم دنبال تخریب روحیه اعتماد به نفس مردم و تمسخر ارزش‌های اجتماعی.


دمپایی ملی/مهرنیوزامروز وقتی خبرگزاری مهر را می‌دیدم، یک گزارش تصویری برام خیلی جالب اومد. روتیترش تولید ملی بود و تیترش، کارخانه تولید دمپایی. خوبه مثل بی بی سی از کارخانه ...سازی ایران گزارش تهیه نکرده و این را به تولید ملی نچسبانده. اما نمی دانم کسیکه این را منتشر کرده با سواد بوده یا بی سواد، قصد هویت بخشی داشته یا قصد تحقیر. نمی دانم از داشتن غرض رسانه‌ای است یا نداشتن سواد رسانه‌ای مطلوب. اما هر چه هست ایرانی همیشه بیدار است و افکار عمومی بهترین قاضی.


 


گزارش تصویری مهرنیوز، اینجا: http://bitly.com/KCE6Yy



نویسنده :  . ساعت 2:55 عصر روز دوشنبه 18 اردیبهشت 91


پاسخ آیت الله بهجت به شهرام جزایریحجت‌الاسلام غلامی، از اعضای سابق دفتر حضرت آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) نقل کرده‌است: «روزی شهرام جزایری، بر اساس ارتباط‌هایی که ایجاد کرده‌بود از فرزند آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتی این جریان به اطلاع حضرت آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) رسید وی مخالفت کرد».
شهرام جزایری با طرح ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) در قم می روند تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده‌ کنند و وارد دفتر یا منزل آقا شوند و ملاقاتی انجام دهند. به همین منظور بیرون مسجد منتظر می‌مانند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.
حضرت آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) همیشه سرشان پایین است و به کسی نگاه نمی‌کنند. وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت‏الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیر تهران(!) هستند و فعالیت‌های خیریه فراوانی انجام می‌دهند و برای عرض ارادت و دست‌بوسی خدمت رسیده‌اند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالا‌گرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند: «برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!».


پی نوشت:
پ‌ن‌1: این اولین نوشته همسر سوزن بان2 در این وبلاگ است.
پ‌ن2: دو روز است که با همسرم، برای یک مسافرت کوتاه به استان گیلان سفر کرده‌ایم. شب گذشته در اتوبوس با پیرمرد نورانی و اهل‌دلی آشنا شدیم که برای ما صحبت‌های زیادی کرد. اهل دل و ذکر بود. او که از ارادتمندان حضرت آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) بود و با دفتر آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) ارتباط داشت. این خاطره را با سندش برایمان نقل کرد. به او گفتیم: «این مطلب را منتشر می‌کنیم». او هم تأکید کرد که این مسأله قطعی است و من از جاهای مختلف تحقیق کرده‌ام. جمله نقل مستقیم از حجت‌الاسلام غلامی یکی از اعضای دفتر آیت الله بهجت است.
پ‌ن3: این یادداشت را از منزل عمه همسرم، آن‌لاین کردیم? دست‌شان درد نکند... . موفق باشید.
پ‏ن4: این یادداشت 5 تیرماه سال  86 در وبلاگ ارایه شده‏بود که با توجه به وضع موجود دوباره در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفت.



نویسنده :  . ساعت 2:0 عصر روز یکشنبه 17 خرداد 88


کرامتی عجیب از مرحوم حضرت آیت الله بهجتمرحوم حضرت آیت‌الله بهجت«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»

 حجت الاسلام محمد هادی مفتح، فرزند شهید مفتح که از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و موسس رادیو معارف است روزی در کلاس درسمان در حوزه علمیه قم این خاطره شنیدنی را تعریف کرد:

روزی خدمت آیت الله بهجت رسیدم، از قبل برای زیارت ایشان در منزلشان وقت گرفته بودم. خودم را به آنجا رساندم اما دیدم وزیر آموزش و پرورش وقت جناب آقای مظفر و گروهی خدمت آیت الله بهجت رسیده اند. من ناراحت شدم و در اطاقی دیگر با آقازاده ایشان نشستم و صحبت کردند.

وقتی میهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندرونی خدمت آیت الله بهجت رسیدم ولی دیگر قصد نداشتم مسأله ام را با ایشان مطرح کنم و به همین خاطر مباحث دیگری را مطرح کردم. ولی آقای بهجت جواب سوالاتی که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوی من پاسخ دادند و گفتند: حرف هایی که ما می زنیم قبل از این که بیان کنیم به گوش امام زمان عج الله می رسد.

استاد مفتح می فرمودند من از این مسأله خوشحال و متعجب شدم. ایشان گفتند این جریان برای من در سال 1377 رخ داد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد. انشاءالله


نویسنده :  . ساعت 1:0 عصر روز سه شنبه 29 اردیبهشت 88