سفارش تبلیغ
صبا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

مصیبتی دردناک... تحملش واقعا غیر قابل تصور و شاید اصل ماجرا غیر منتظره

راستش خیلی افراد می دونن که ما (یعنی سوزن بان) دو نفریم. یعنی دو نفری که می نوشتیم. بهتر بگم دو نفر نیستیم و دو تا خانواده ایم. من و دوستم حاج مصطفی و خانواده هایمان.

تا مدتی قبل این دو تا خانواده کلا چهار نفر بودیم... این که چطوری با هم آشنا شدیم خودش قضیه ای مفصل داره باید بمونه وقت دیگه ای برایتان تعریف کنم. اما مدتی قبل خدا به من و همسرم فرزندی عطا کرد که اسمش را گذاشتیم محمد پارسا. اون وقت بود که خانواده سوزن بان شدیم پنج نفر. حاج مصطفی و خانومش. من و خانومم و محمد پارسا.

حاج مصطفی و خانومش هشت سالی بود که با هم ازدواج کرده بودن اما به هر تقدیری هنوز بچه دار نشده بودن. اما با اومدن محمد پارسا، اونا هم متوجه شدن که خدا داره بهشون یک بچه می ده. خانواده سوزن بان خوشحال خوشحال. خوشحال تر از همیشه. چون این دو تا خانواده داشت شش نفره می شد. اسم این بچه جدید شد جواد. آقا جواد ما که عضو ششم سوزن بانه روز دوشنبه به دنیا اومد.... همه باز هم خوشحال خوشحال.

اما دیشب این خوشحالی به کاممان تلخ شد. مادر آقا جواد یعنی خانم حاج مصطفی نصف شب حالش بد می شه. دل هممون یک دفعه ریخت. دنیا تیر و تار. بچه دو روزه در آغوش مادر در حال شیر خوردن. مادری که بعد از هشت سال انتظار، تازه بچه دار شده... مادری که تازه طعم مادری را چشیده... یکدفعه همه جیز به هم می ریزه. نفس به شماره می افته.. و در یک چشم به هم زدن از دنیا میره.

همه هاج و واج از این مادر و این فرزند. این مادر انگار تنها مسافر این دنیا بود که آقا جواد را به دست حاج مصطفی برسونه. و حالا پر کشیده. خانومی که همه وبلاگ نویس های مذهبی و اهالی فضای مجازی حداقل یک بار مهمانش بودن. خانومی که طلبه جامعه الزهرا بود و حالا باید دوستانش در هجرانش اشک بریزند...

ما هم مثل شما مبهوتیم اما انگار رسم روزگار همین است...

حالا ما مانده ایم و یک حاج مصطفی غمدیده و یک بچه سه روزه بدون مادر.

دیروز بود… همین دیروز که عکس یک نوزاد را توی پلاس دیدم
زیرش نوشته شده بود: «با تربت حسین کامش را گشودم?
?کمکش کردم شور بگیرد و سینه‌زن حسین باشد?
?جوادِ ما امروز به دنیا آمد.»
امروز شد
همین امروز
خبر آمد که مادر آن نوزاد پر کشید…

... 

برای شادی مرحومه مغفوره کبری قربانی همسر حاج مصطفی عزیز فاتحه ای قرائت کنید.

قطعا پیام های تسلیت شما موجب تسلی دل این عزیز خواهد بود.

اخبار

4. آخرین پست وبلاگ مرحومه مغفوره کبری قربانی (بوی پیراهن یوسف)

3. پیکر مطهره مرحومه مغفوره امروز بعد از طواف در کنار ضریح حضرت معصومه (س) برای تشییع و تدفین به زادگاهش شهرکرد منتقل شد.

2. برای کبری قربانی، بوی پیراهن یوسف

1. درباره تشییع پیکر آن مرحومه فعلا زمان مشخصی اطلاع داده نشده، به محض مشخص شدن حتما اطلاع رسانی می شود.

 


نوشته شده در  پنج شنبه 91/10/7ساعت  1:24 صبح  توسط سوزن بان 
  نظرات دیگران()

<      1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
از خاکهای نرم کوشک تا ورزشگاه آزادی!
سوزن بان عزادار شد
حضور روحانیون در ورزشگاه آزادی برای اولین بار
[عناوین آرشیوشده]