اين مثلا پادکست ماست، در صورت تمايل اجرا کنيد و متن را همراه با نواي شهيد آويني بخونيد:
اردوي از بلاگ تا پلاک با همه سختي و راحتيش و با همه لحظات تلخ و شيرينش گذشت، ديروز از بلاگ تا پلاک، امروز از پلاک در بلاگ... .
يادش به خير اون روز اولي که مظاهر عنوان اردو رو پيشنهاد داد، يادش به خير اون همه جلسه و بحثي که با هم ديگه براي برگزاري اردو داشتيم، مدير، منبرنت، شب نوشت، مظاهر، حامد، محمد، غلامعلي، اون يکي حامد، آقاي پشتيبان پارسي بلاگ(چرا چپ چپ نيگاه مي کني خب خودش نمي خواد به وبلاگ شخصيش لينک بديم) و گاهي هم رند پارسي بلاگ و مجاهدين(آقا سيد و دوستش) چقدر دور هم جمع شديم و گفتيم و نوشتيم، ياد جلسات بحث و بررسي براي کارهاي فرهنگي اردو با مظاهر و حامد و حسن و غلامعلي داشتيم به خير، ياد نشريه هاي اردو که اصلا اسمي از من و سوزن بان توش برده نشد و رفقا هم اصلا به روي خودشون نياوردن به خير، ياد همه خنده ها و گريه ها، ياد همه عصبانيت ها و بحث ها، ياد همه تلخي هاو شيريني ها، ياد همشون به خير که اگر با يه ديد احساسي، هنري و ظريف نگاه کنيم قطعا الان همشون يه جلوه شيرين برامون دارن... .

چرا ننوشتم، اثرات اردو:
توي اين تقريبا يک هفته اي که از اتمام اردو مي گذره تا الان، هر چند مهموني ها و رفت و آمد ها باعث شد ننويسم ولي بي تعارف يکي ديگه از دلايلش اين بود که با خودم درگير بودم،چي بنويسم؟، چي ننويسم؟، تقريبا به همه وبلاگ هايي هم که از اردو نوشتن سر زدم و حرف دلم رو نوشتم، اکثرا نوشته هاي خودشونو با طنز شروع کردن و بعد هم خاطرات تلخ و شيرين اردو... نه اينکه اينها بده و يا اشکال داره، اما من مي گم اين اردو بايد اثر خودشو هم در دنياي واقعي نشون بده، هم در دنياي مجازي يعني اين اردو بايد يه اثر دروني براي خود بلاگر داشته باشه که به هر حال با عنايت شهدا قطعا هر کس سهمي از خوان نعمت شهدا رزقش شده و يه اثر خارجي هم داشته باشه که منظورم همين دنياي مجازيه، منظور اينکه بالاخره کسي که رفته اردو بايد قبل و بعد از اردوش با هم فرق داشته باشه، حالا اين تفاوت مي تونه توي چند تا پست خاطره و دلنوشته خلاصه بشه مي تونه هم تا مدتها خودشو بطور محسوس يا نا محسوس در کل وبلاگ نشون بده...ولي به نظر من هنر اينه که اثر معنوي اين اردو رو در کل وبلاگ جاري کنيم يعني از هدف وبلاگ نويسي تا نوشتن و کامنت و... همه جا نمود داشته باشه... .

چي بنويسم:
بگذريم، شايد شما هم منتظر طنز نوشته ها و دلنوشته هاي سوزن بان بودين و هستين، بايد بگم نه اينکه ننويسم ولي بهتر ديدم اولين پست پلاکي وبلاگم رو به يه نکته اي اختصاص بدم که کسي ننوشته، شايد بهتر باشه... .
طلبه ها غايبين جنگ:
يه چيزي که توي اين اردوهاي راهيان نور، ذهن منو به خودش مشغول ميکنه و البته ناراحتم مي کنه اينه که متاسفانه دو تا عنوان از شهداي جنگ تحميلي تقريبا به طور کلي حذف شده يکي شهداي روحاني، يکي هم شهداي زن جنگ تحميلي من به فراخور جايگاه خودم و سوزن بان در اين نوشته بيشتر در مورد شهداي روحاني مي نويسم، اين انتظار هست که حداقل شما خواهري که در اين اردو حاضر بودي در مورد شهداي زن بنويسي... .
شايد جالب باشه که بدونين آمار شهداي روحاني که به صورت رسمي و تحت عنوان روحاني به مناطق جنگي رفتن بيش از چهار هزار شهيد باشه، اين منهاي طلبه هايي هست که به صورت مستقل و در قالب کاروان هاي اعزامي به مناطق جنگي اعزام شدن و بسياري از اونها شهيد شدن.
نمي دونم، اونقدر غلظت اين مهجوريت بالاست که حتي يکي مثل من هم که طلبه است از خودش نمي پرسه که پس کو اين شهداي روحاني؟ و يا در مورد شهداي زن! فکر مي کنين چند درصد خواهراني که در اين اردوها حاضر مي شن از خودشون مي پرسن که شهداي زن...؟ نمي خوام بگم اينکار، يعني عدم اطلاع رساني نسبت به شهداي روحاني عمدي بوده ولي به هر حال با توجه به اينکه خودم چندين سال تحت عناوين مختلف با کاروان هاي راهيان نور همکاري داشته و دارم بايد بگم در حال حاضر نحوه برگزاري اين اردوها به گونه ايست که اجراي آن بين نيروهاي ارتش و سپاه تقسيم شده، و طبيعي است که اين دو بيش از هر چيز رشادت ها و شجاعت ها و پيروزي هاي خودشون براي زائران کربلاي جنوب ايران روايت کنن، البته اين درحالي است که اکثر کساني که در ستادهاي شهيد صياد شيرازي، شهيد آويني و ديگر ستادها فعاليت دارن از بين طلبه ها هستن...حتي راويان کاروان ها و مناطق جنگي، ولي با اين حال مهجوريت نام و ياد شهداي روحاني کاملا محسوس، غم انگيز و تفکر برانگيزه، انگار اصلا هيچ روحاني و طلبه اي در جنگ شرکت نکرده! انگار طلبه ها از غايبين جنگ بودند! انگار... .

حوزه علميه و ياد و نام شهداي روحاني:
نمي دونم شايد حوزه علميه در اين زمينه کوتاهي کرده، شايد بنياد شهيد و يا رسانه هاي جمعي ، آنچه مسلم است در اين ميان نقش حوزه علميه در اين اطلاع رساني از هر ارگان يا سازمان ديگري مهمتر و برجسته تر است... .
متاسفانه علي رغم تشکيل ستاد کنگره شهداي روحاني و کار ستودني اين ستاد در جمع آوري اطلاعات و آثار شهداي روحاني و برگزاري يادواره هاي مختلف در برخي از مراکز استان ها، هنوز در اين زمينه ضعف هايي احساس مي شه که جا داره مسئولين برنامه ريزي جدي و تلاشي مضاعف در اين داشته باشن... .
شهداي زن:
شهداي زن؟ مگر زنان هم در جنگ شرکت کردن؟ آمارشون چقدره؟ از اينجا مي تونيد آمار نسبتا دقيقي از شهداي زن بدست بيارد. همونطور که گفتم بحث و نوشتن درباره شهداي زن هشت سال دفاع مقدس را به شما خواهران حاضر در اردو واگذار مي کنم، اگر چيزي نوشتيد، بفرماييد تا لينک کنيم
زيارت حضرت رسول(ص) و فکه:
يادش به خير توي فکه فکر کنم ساعت حدودا يک و نيم رسيديم، جاي همتون خالي زيارت حضرت رسول(ص) رو با بلاگر ها به همراه جمع زيادي از ديگر کاروان ها خونديم سوغات من از اون زيارت قطعه شعري بود که اول زيارت خوندم، ديدم مناسبه توي اين نوشته تقديمش کنم به شما...بسم الله
پ.ن: منتظر طنز نوشته ها و دل نوشته هاي سوزن بان از اردو باشيد يا علي
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ