سفارش تبلیغ
صبا

این گفتگو در تاریخ 21 بهمن ماه سال پیامبر اعظم(ص) صورت گرفته است و در همان ایام هم در سوزن بان منعکس شد، نمی دونم چرا ولی به هر حال اکنون بعد از حدود دو ماه خبر آن جلسه در لس آنجلس تایمز درج شده... .
راستی منتظر خبر خوش سوزن بان درباره سوزن بان دو باشید... .

برای مشاهده خبر در لس آنجلس تایمز کلیک کنید

گفت و گوی خبرنگار لس آنجلس تایمز
با جمعی از طلاب وبلاگ نویس حوزه علمیه قم

. شرکت کنندگان:
منبرنت، شب نوشت،رسانه، سوزن بان یک و دو،فاتح، کشکول جوانی و چند طلبه از کشور روسیه به همراه مترجم و کیم مارفی، خبرنگار روزنامه لس آنجلس تایمز، خبرنگار دیگری از روزنامه لس آنجلس تایمز مستقر در ایران

. موضوع گفت و گو:
دفتر توسعه وبلاگ نویسی دینی، وبلاگ نویسی طلاب، انرژی هسته ای، انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، و حرف های خودمانی دیگر.

. زمان گفت و گو:
عصر 21 بهمن ماه، یک روز مانده به راهپیمایی عظیم ملت ایران

. فصل آشنایی:
کیم مارفی، خبرنگار زن روزنامه لس آنجلس تایمز با هشتاد و هشت هزار تیراژ است، خودش را متأهل با دو فرزند معرفی کرد، می گفت همسرش تازه از رساله دکترای خود دفاع کرده است. بیش از هشت ماه در انتظار ویزای ایران به سر برده بود و از این مسأله اظهار نارضایتی می کرد.

چهل یا پنجاه ساله به نظر می آمد، راستش دیگه این را جرأت نکردیم بپرسیم . گفتیم شاید مثل بعضی!! خانوم های ایرانی بدش بیاد. اما خب عکس ها هست خودتون می بینید. ظاهرش هم مثل بقیه زنان امریکایی با خصوصیات خاص خودشان با یک روسری آبی که احتمالا در فرودگاه بهشون می دن... یا نه... در هر حال نمی دونم. یک نوت بوک سبک وزن هم همراهش بود و نکته جالب این که به هیچ وجه در کاغذ نمی نوشت و بدون نگاه به نوت بوکش، همه چیز را تایپ می کرد و مثل بلبل انگلیسی حرف می زد (نمی دونم کدوم آموزشگاه زبان رفته بود).

او هم مثل 249 خبرنگار خارجی دیگر بود که از چند روز قبل از راهپیمایی 22 بهمن به ایران آمده بودند و هر روز گزارش های خودشان را برای مسوولانشان ارسال می کردند.

. شروع گفت و گو:
او اول می خواست با دفتر توسعه وبلاگ نویسی دینی آشنا شود. امریکایی ها فکر می کنند که با آمدن احمدی نژاد گرایش خاصی به گسترش مباحث دینی دارد به همین خاطر دفتر توسعه وبلاگ نویسی دینی دستآورد احمدی نژاد است!!.

ما که از این حرف خانم مارفی کلی تعجب کردیم. منبرنت و شب نوشت کلی تلاش کردند تا به این مسأله جواب بدهند و مترجم هم دست و پا می زد تا خوب ترجمه کند. منبرنت گفت که شروع وبلاگ نویسی طلاب همزمان با ورود وبلاگ نویسی به ایران بوده و این مسأله ربطی به سیاست های دولت احمدی نژاد ندارد. شب نوشت هم گفت دفتر توسعه وبلاگ نویس دینی دو سال قبل تأسیس شده است ولی تشکیل این دفتر به صورت خود جوش و توسط عده ای از طلاب بوده، فارغ از هرگونه بازی سیاسی. ب نوشت همچنین در ادامه گزارشی کلی از فعالیت های دفتر توسعه وبلاگ دینی داد و گفت که تا کنون بیش از هزار نفر توسط این دفتر آموزش وبلاگ نویسی دیده اند .
خیلی عجیب است. اونا سبز و سفید و سرخ مملکت ما را چطوری تفسیر می کنن. و چی را به چی می چسبانن. خدا به خیر کنه.

. طلبه های بلاگر:
خانم کیم مارفی خیلی با دقت سعی می کرد طلبه های وبلاگ نویس را بشناسد، با وبلاگشان آشنا شود و میزان برد محتوایی وبلاگ هایشان را بسنجد. برای چه وبلاگ زده اند. در باره چه چیزهایی می نویسند و به چه میزان مخاطب دارند. او وقتی شنید که خبرگزاری های ایران وبلاگ سوزن بان را مرتب کنترل می کنند و مطالبش را منعکس می کنند خیلی شگفت زده شده بود. دوستان دیگر هم از کرامات وبلاگ هایشان گفتند و او هم با دقت تمام مطالبشان را تایپ می کرد.

. انرژی هسته ای و حمله امریکا به عراق:
چه کسی درباره انرژی هسته ای در وبلاگش نوشته است؟ این سوال خانم کیم مارفی بود از طلبه های بلاگر. دوستان هم درباره مطالبشان توضیح دادند و این خانم هم با دقت ثبت می کرد. درباره حمله آمریکا به عراق سوزن بان یک گفت که من در و بلاگم این مسأله را به یک بازی شطرنج تشبیه کرده ام که مهره سیاه و سفید این بازی امریکاست و بازی بدون هیچ قرار و قانونی انجام می شود، حتی یک سرباز اجازه دارد شاه را از بازی خارج کند،... . بالا رفتن ابروها و تکان شانه های این خبرنگار امریکایی نشان می داد که این تشبیه برایش خیلی جالب بود. نکته جالب این بود که این خبرنگار گفت: انرژی هسته ای حق ایران است.

. مرگ خبرنگار لس آنجلس تایمز :
منبر نت که خریط فن است و استاد همه ما، در فرصتی مناسب به مترجم گفت که به ایشون بگویید از این که در سی سال پیش یک خبرنگار روزنامه لس آنجلس تایمز در ایران کشته شده است، متأسفیم. با ترجمه این حرف از سوی مترجم، شگفتی سراسر وجود کیم مارفی را فراگرفت و گفت خوشحالم که در ایران یک نفر این ماجرا را به یاد دارد.

. حرف های سوزن بان:
وقتی جلسه با کلی حاشیه و مطلب به پایان می رسید سوزن بان دو رشته بحث را در دست گرفت و خطاب به کیم مارفی گفت: ما خوشحالیم که شما در جمع ما حاضر شدید. اما ما خاطره خوشی از حضور خبرنگاران خارجی در ایران نداریم؛ زیرا آن ها واقعیت هایی را که می بینند، آن طوری که دوست دارند منعکس می کنند نه آن طوری که هست. از او خواستیم این مطالب را دقیقا منتشر کند:
ما دوست داریم که با همه ملت های دنیا به خصوص مردم آمریکا گفت و گو کنیم؛ اما مردم امریکا در اثر فشارهای خبرگزاری ها بزرگ، ناخواسته یک عینک بدبینی در مقابل چشمانشان قرار گرفته است که همه چیز را با آن عینک نگاه می کنند. ما به مردم امریکا می گوییم که سعی کنند این عینک بدبینی را کنار بگذارند و واقعیت ها را آن طوری که هست ببینند، آن زمان چیزهایی را خواهند دید که تا کنون ندیده اند.

. بانوان طلبه وبلاگ نویس:
در اواخر جلسه وقتی سوزن بان یک به کیم مارفی گفت که شما در گزارشتان یک حلقه مفقوده دارید و آن کلرجی وومن های وبلاگ نویس(clergywomen) است،البته منظور سوزن بان یک طلبه های خواهر وبلاگ نویس بود که با این کنایه حرف خودشو رسوند، کیم مارفی، شانه هایش را بالا انداخت و بحث را عوض کرد و اجازه نداد که به این مسأله بیشتر پرداخته شود، شاید به مزاج اربابانش خوش نیاید که طلاب خواهر در این سطح و با این آزادی به نوشتن می پردازند، انعکاس این مطلب در روزنامه شان نشانه آزادی بانوان، رشد و تکاپوی بانوان طلبه و خیلی چیزهای دیگری باشد که آنها نخواهند به آن بپردازند.

. سوال های سوزن بان و جواب های خبرنگار لس آنجلس تایمز :
وقتی اسم امام خمینی (ره) می آید چه احساسی دارید؟
* من در امریکا وقتی تصویر امام خمینی را می دیدم از او می ترسیدم، زیرا او می گفت امریکا باید از بین برود، دیپلمات های ما را دستگیر کردند، ولی وقتی به ایران آمده ام می بینم که آن طور نیست ولی چیزی از امام خمینی نمی دانم اما این که در دنیا این قدر طرفدار دارد برایم خیلی جالب است.

اگر واقعا امام خمینی و مسوولان کشور ما این قدر ترسناک هستند، پس چرا وقتی احمدی نژاد به کشورهای دیگر می رود این قدر از وی استقبال می کنند، عکس امام و رهبرمان را بر دست می گیرند، اما وقتی بوش به یک کشور دیگر می رود این اتفاق نمی افتد؟
* کمی مکث می کند، نمی دانم، من نظر خودم را درباره امام گفتم ولی من چیز زیادی درباره امام نمی دانم. اخر امام می گفت مرگ بر امریکا.

خانم کیم مارفی، مطمئن باشید، فردا مردم ما در سراسرکشور می گویند مرگ بر امریکا، اما مردم ایران بین مردم امریکا و دولت امریکا فرق می گذارند. دولت امریکا به عراق و افغانستان حمله می کند و زنان و مردان بی گناه را می کشد، مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر ظلم، مرگ بر تجاوز، مرگ بر بی عدالتی. فردا شما مرگ بر امریکا را این طور ترجمه کنید.

کیم مارفی رفت؛ اما نمی دانیم او چگونه این همه حقایق را که امروز یافته است منصفانه در روزنامه اش منتشر خواهد کرد. زیرا در یادداشتی که برای سوزن بان نوشته است این تأثیر گذاری خیلی مشهود است.


نوشته شده در  یکشنبه 86/1/19ساعت  4:0 صبح  توسط سوزن بان 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
از خاکهای نرم کوشک تا ورزشگاه آزادی!
سوزن بان عزادار شد
حضور روحانیون در ورزشگاه آزادی برای اولین بار
[عناوین آرشیوشده]