+ چهارشنبه سوري و حوزه علميه قم

سه‏شنبه 22 اسفند 1385 ساعت 5:0 عصر
 

ترقه بازي سوزن بان...
پنجم ابتدايي بودم، با کلي گريه مادرم برايم يک دارت خريد. يک ميخ پيدا کردم. يک کش به سر ميخ بستم و ميزونش کردم تا دقيقا در دهانه ميله دارت قرار بگيره. از اون به بعد گوگرد کبريت ها را خالي مي کردم تو ميله دارت. ميخ را بر روي ميله دارت مي گذاشتم و پرتاب به آسمان و ...بوووممم.
بعدها که پيشرفت کرديم ته يک قوطي شيرخشک را سوراخ مي کرديم. مقداري آب داخل قوطي مي ريختيم، يک تکه کاربيت داخلش مي انداختيم و بعد يک شعله کبريت نزديک سوراخ قوطي مي گرفتيم و بعد از آن همه همسايه ها مي ريختند بيرون....
سوزبان يک
هم يک سيستم جديد ترقه کشف کرده بوده تو شهرشون که متأسفانه در شب 22 بهمن آن را امتحان کرده بود و به همين خاطر همه مردم محله از دستش عصباني شده بودن. بگذريم از اين که کلي پودر گاز اشک آور آتش مي زديم و همسايه ها را فراري مي داديم. اما الان که به اون کارها فکر مي کردم خيلي پشيمانم. اصلا کار درستي نبوده. اگر يک نفر هم نفرين کرده باشه براي سلب توفيقي و بد شدن آخر و عاقبت آدم کافي است. خدا ما را ببخشه. لطفا صورتم را شطرنجي کنيد... 



سوزن بان در پليس 110 تهران...
درست دو سال قبل بود. از طرف مرکز تخصصي حقوق و قضاي اسلامي حوزه علميه قم و براي آشنايي با سيستم پليس 110 تهران به آن مرکز رفتيم. يک عده طلبه اي که مي خوان قاضي بشن رفته باشن پليس 110. فکر کن. دقيقا يک هفته مانده بود به چهارشنبه سوري.



 به خاطر چهارشنبه سوري يک اتاق بحران درست کرده بودن با يک ميز بزرگ. در جلوي هر صندلي يک اسمي نوشته بودن. يعني در اون روز بايد اون مسوول مي آمد آن جا تا بتواند در اون مرکز تهران را کنترل کند. رييس پليس تهران، رييس آگاهي، ضد شورش، نماينده وزارت اطلاعات، نماينده استاندار، نماينده اداره هاي آب، برق، گاز، تلفن و گاز، رييس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ، رييس اورژانس، رييس آتش نشاني و .... بعدش هم کلي دوربين در سطح شهر داشت تصوير زنده از نقاط مختلف پخش مي کرد و کلي بساط ديگر که همه اين ها براي يک شب تدارک ديده شده بود. حالا شما با دو تا حساب سر انگشتي محاسبه کنيد چقدر هزينه مي شه 


تأملي در چهارشنبه سوري، سيزده بدر و جشن و سرور در زمان نمرود...
در تفاسير قرآن آمده است که حضرت ابراهيم (ع) وقتي اقدام به شکستن بت هاي مردم کرد که همه براي برگزاري مراسم جشن و سرور از شهر خارج شده بودند و شهر حالت عادي خودش را داشت. براي من اين مسأله خيلي جالب است. اين که نمرود سيستم مديريت شهري خودش را به گونه اي تنظيم کرده بود تا مراسم هاي جشن و پايکوبي در فضايي خاص برگزار شود و اين مسأله باعث به هم ريختن شهر نشود. کاري که امروزه در مديريت شهري ما اصلا به آن توجهي نمي شود.
چرا بايد با چند تا ترقه و فشفشه حتي مدارس دخترانه مجبور باشند کلاس هايشان را زودتر تعطيل کنند، زنان جرأت نکنند به کوچه و خيابان بيايند و ساعت ها در ترافيک سنگين به سر برد، چرا سوزن بان يک و دو از ترس ترقه هايي که درخيابان صفائيه زده مي شه بايد چند ساعت زودتر محل کار را ترک کنند و خيلي از حرف هاي ديگر که خودتان بهتر مي دانيد.... 


کمربند ايمني، چهارشنبه سوري و برخورد دولت...
برخي مي گويند که چرا دولت مثلا درباره کمربند ايمني سخت گيري مي کند. من دوست ندارم کمربند ببندم. اگر هم ضرري کردم خودم تاوانش را پس مي دهم. چه ربطي به دولت دارد. من اگر ترقه زدم و چشمم کور شد به خودم مربوطه. خودم ضرر مي کنم به کسي هم ربط نداره. اصلا من مي خوام خودم را آتش بزنم.
طبق جديدترين نظريات دکترين حقوقي اين بحث مطرح شده است که اگر کسي هم به خودش ضرر بزند اما اين ضرر باعث تحميل هزينه به دولت شود بايد جلوي آن فرد را گرفت و آن کار از جنبه خصوصي خود خارج مي شه. اگر يک تصادفي رخ دهد، کلي خسارت مادي ايجاد مي شود. براي يک تصادف حداقل يک واحد اورژانس، ژصادفي رخ دهد، کلي خسارت مادي ايجاد مي شود. زند اما اين ضرر باعث شود که هزينه اي بر دولت تحميل شود، جلوي آن فرد گرفته مي شود يک تخت بيمارستان، ترافيک، پليس، و خيلي چيزهاي ديگر همه هزينه يک تصادف ساده است. همين بحث درباره چهارشنبه سوري هم مطرحه. پس کسي نمي تونه بگه که به کسي چه ربطي داره من دوست دارم خودم را آتش بزنم. 



رابطه چهارشنبه سوري و حوزه علميه قم ...
اما ربط چهارشنبه سوري با حوزه علميه چيه؟ با هم که تعارف نداريم . هنوز حوزه علميه و محققان اين نهاد علمي درباره شادي و نشاط نظريه پردازي هاي جدي انجام نداده اند. هنوز مشخص نيست که مجالس جشن و سرور ما بايد چگونه باشه. چطور مي توان شادي و نشاط در بين مردم ايجاد کرد و به چه شيوه اي بايد اين نشاط و انرژي را مديريت کرد. مجالس ميلاد ائمه ما تبديل به مراسم عزاداري مي شه و مراسم عزاداري هم که توش الات موسيقي کم نيست. به هر حال به خاطر اين که يک نظريه علمي جدي اي از ديدگاه اسلام در اين بخش کار نشده مشکلات هم بيشتر شده است . به اميد اين که زودتر دست به کار بشويم. پس يا علي.


نوشته شده توسط :

[ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/5/1387- 11:26 ع] سوزن بان دادگاهي شد
[23/10/1386- 2:55 ع] وصيت آيت الله مجتهدي تهراني
[5/10/1386- 1:8 ص] آيت الله مکارم شيرازي و راديو جوان
[27/7/1386- 11:50 ص] سکوت حوزه علميه
[آرشيو شده ها]