هنوز چند روزي از رحلت حضرت آيت‌الله تبريزي (ره) نگذشته است، که برخي افراد براي خروج از انزواي سياسي، ترفند جديدي را در قالب توهين به علما در پيش گرفته اند.
يکي از خبرنگاران با انتشار نوشته‌اي در وبلاگ خود با عنوان «دغدغه هاي من درباره درگذشت يک مرجع تقليد» به طرح شبهه‌اي پرداخته و از فضاي رحلت حضرت آيت‌الله تبريزي (ره) به نفع خود استفاده کرده و در قالب چند مقدمه چيني، توهين بزرگي را به اين عالم جليل القدر که عمري را در جهت نشر معارف اهل بيت (ع) سپري کرده، روا داشه است.
خبرنگار سرويس سياسي خبرگزاري .... در اين نوشته با بيان اين که ظلم و عدالت دو واژه هستند که امکان اجتماع و ارتفاع آنها وجود نداشته و نبود هر کدام را نشانه حضور و وجود ديگري ارزيابي کرده و آورده است: «اگر شخصي عالم باشد او قطعا ظالم نيست و اگر هم انسان ظالمي وجود داشته باشد، او قطعا نمي‌تواند در عين ظالم بودن، عالم دل هم باشد».
اين عضو جبهه مشارکت براي دستيابي به آنچه در ذهن مي‌پروراند، بدون ذکر منابع و مأخذ، دوري از عدالت و ظلم روا داشتن بر خلق خدا را بزرگترين گناه شرعي بر شمرده که مرتکب آن را مستحق عذاب عظيم دنيوي و اخروي دانسته است.
وي که در وبلاگش خود را عضو شوراي مرکزي دفتر جبهه مشارکت در شرق تهران معرفي کرده با بيان عباراتي تشخيص ظلم و عدالت در يک جامعه را بسيار ساده ارزيابي کرده است و در اين رستا با ارايه يک تعريف بسيار مضيق از اين واژه آورده است: «عدالت ارزشي است که اجراي آن تنها در حق مخالف است که معنا و وجود پيدا مي‌کند» و پس از اين تعريف بسيار محدود از واژه عدالت که هر خواننده‌اي را به تعجب وا مي‌دارد، عادلانه رفتار کردن با مخالفان را ميزان و ترازويي براي سنجش وجود و يا عدم وجود عدالت در يک جامعه دانسته است و اين طور القا کرده که برخي از جوامع براي تظاهر به اين که در فضاي اجتماعي عدالت حاکم است، به بسياري از افراد که ازآنها به «بادمجان دور قاب چين» تعبير مي‌کند، انواع و اقسام رانت‌هاي مختلف ارايه مي‌دهد تا آن ها هم به مدح و ثناي اجراي عدالت در آن نظام بپردازند و با اين عبارات فضاي نظام فعلي را يک فضاي مسموم و مخالف عدالت معرفي مي‌کند تا افراد به ثناگويي و مدح استقرار عدالت در ايران بپردازند.
اين فرد که با اين بيان، خود و مخاطب را گام به گام به يک نتيجه گيري ناخودآگاه نزديک مي‌کند، براي موجه جلوه دادن ادعاي خود، به چند کلام از حضرت علي (ع) متوسل مي‌شود و مي‌نويسد: «امام علي مي‌فرمايد: آن که ظلم را ببيند و در برابر آن فرياد بر نياورد، از ظالم بدتر است».
اين فعال عرصه سياسي در بخش ديگري خود و خواننده را به نتيجه گيري نزديک مي‌کند و مي‌نويسد: «هميشه اعتقاد داشته‌ام که هر انساني در هر لباسي، به صرف خوب بودن لايق آن چه بهشت و مغفرت الاهي ناميده مي‌شود، هست و هيچ ارزشي دين و ايدئولوژيک نمي‌تواند نافي اين موضوع باشد؛ اما آيا آنهايي که ظلم  را مي‌بينند و در برابر آن فرياد نمي‌زنند هم هر چقدر که خوب باشند، طبق همين احادي و آيات ذکرشان رفت با هم شامل اين اعتقاد مي‌شوند؟».
او در بخش پاياني نوشته خود به نتيجه گيري مي‌پردازد و به تعبير خودش اين مقدمه چيني‌ها را به بهانه درگذشت يکي از علماي بزرگ شيعه مي‌داند و مي‌آورد: «تمام اين مقدمه چيني‌ها به بهانه درگذشته يکي از علماي بزرگ تشيع است که دوست ودشمنش از خوب بودن و بنده خدا بودنش مي‌گويند؛ اما چه کنم که اين تشويش لحظه‌اي من را رها نمي‌کند که آيا خوب بودن و بنده خدا بودن به تنهايي براي بهشتي بودن هم کفايت مي‌کند يا سکوت يک مرجع تقليد مسلم شيعه در برابر بي عدالتي‌هايي که تماما با ابزار اين کشور ما برکل جامعه از مردم عادي گرفته تا دگر انديشان و فعالان سياسي مي‌رود، او را شامل آن فرمايش امير مؤمنان (آن که ظلم را ببيند و در برابر آن فرياد بر نياورد از ظالم بدتر است) مي‌کند؟
و شما در پايان نوشته اين فرد مي خوانيد: «هر که بود و هر چه بود روحش شاد و خدايش بيامرزد ....».
نظرات خود را درباره اين مطالب درج بفرماييد


نوشته شده توسط :

[ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/5/1387- 11:26 ع] سوزن بان دادگاهي شد
[23/10/1386- 2:55 ع] وصيت آيت الله مجتهدي تهراني
[5/10/1386- 1:8 ص] آيت الله مکارم شيرازي و راديو جوان
[27/7/1386- 11:50 ص] سکوت حوزه علميه
[آرشيو شده ها]