+ بي نظمي در تشييع جنازه آقا

چهارشنبه 1 آذر 1385 ساعت 7:50 عصر
 

بعضي وقت ها به تلويزيون که نگاه مي کنيم توي برخي از اين کشورها وقتي يکي از بزرگانشان از دنيا مي رود، با نظم و انضباط خاصي مراسم تشييع جنازه را برگزار مي کنن. اما در کشور ما چي؟
اونهايي که امروز تشييع جنازه حضرت آيت الله تبريزي (ره) بودن مي دونن که من چي مي گم. تشييع عالمي که عمر خودش را براي ما گذاشته و خون دل خورده آن قدر بايد نظم و انضباط داشته باشه که جاي هيچ حرفي باقي نمونه.
نمي دانم در کشور ما متولي اين مراسم ها کيست و چه کسي اين هماهنگي ها را انجام مي دهد و بالاخره آيا کسي به ارزيابي شيوه برگزاري اين مراسمها مي پردازد؟




آمروز که قم عزادار بود. خيابان ها هم مملو از جمعيت بود و از هوا و زمين براي برگزاري يک مراسم خوب و باشکوه هماهنگي مي کردن. پيکر آقا که اومد حتي خارجي ها هم گريه کردن. اما بي نظمي آدم ها و مسوولان برگزاري مراسم اعصاب آدم را خرد مي کرد. مثل اين عکس. شما ببينيد که مردم جلو مي روند يا عقب.
بزرگاني هم که در اين مراسم شرکت کرده بودند خيلي بهشون سخت گذشت. ما که خيلي نگران وضعيت آيت الله جوادي آملي بوديم. با اون حال خرابش اومده بود تو جمعيت.
از اون طرف هم که بنده خدا آيت الله فاضل لنکراني که با انسولين خودش را سرپا نگه مي داره از شلوغي و بي نظمي جرأت نکرد از ماشين پياده بشه.
يک سري هم که پشت ميله ها بزرگان را تماشا مي کردن مثل اين ها و اين بنده خدا. بعضي ها هم که از در و ديوار بالا رفته بودن. اين ها نمي گن يک خارجي مي بينه يا اين که تو شبکه هاي خارجي پخش مي شه چه قضاوتي درباره ما مي کنن.
همه برزگان جمع بودن. مقام معظم رهبري و رييس جمهور هم نماينده هاشون را فرستاده بودن. اون ها هم توي فشار جمعيت گير کرده بودن. نه راه پس داشتن و نه را پيش.
با يک زوري توي اون شلوغي توانستند حضرت آيت الله وحيد خراساني را بالاي جنازه برسانن.نمي دانم چقدر پاي آقا را لگد کردن و چقدر آقا را هل دادند. بعضي هم مثل اين که براي اولين بار آقا را مي ديدند خيلي عجيب و غريب به آقا نگاه مي کردن. اون وسط با يک دنگ و فنگي توانستن نماز را شروع کنن. اما به جاي اين که ميکروفن هاي شبکه هاي مختلف جهاني مثل العالم صداي آقاي وحيد را مخابره کنه،‏ نمي دانم ميکروفن برنامه در شهرقم جلوي آقا چه کار مي کرد.بعد از اون هم با کلي گرفتاري آيت الله وحيد را از وسط جمعيت نجات دادند اما ظاهرا آخر کار آقا را با آمبولانس بردند. اميدواريم که آقا طوريش نشده باشه.
آخر کار هم جنازه را از در زنانه حرم بردند تو و دفن کردند. اين وسط رحيم پور ازغدي به يک سري نکاتي رسيده بود که لازم ديد حتما يادداشت کنه. اما همه رفتند و سنگ کف حرم را اين دو تا آقا درست کردند. اما اون طرف تر خانواده آيت الله تبريزي مظلومانه نشسته بودند و گريه مي کردند. خدا هم بهشون صبر بده.
جالب اين است که عمامه آيت الله تبريزي رسيد به اين آقا و بهترين کسي که تو اين مراسم از فضا براي روح و جانش استفاده کرد اين آقا بود.
شادي روح حضرت آيت الله تبريزي فاتحه مع الصلوات


نوشته شده توسط :

[ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/5/1387- 11:26 ع] سوزن بان دادگاهي شد
[23/10/1386- 2:55 ع] وصيت آيت الله مجتهدي تهراني
[5/10/1386- 1:8 ص] آيت الله مکارم شيرازي و راديو جوان
[27/7/1386- 11:50 ص] سکوت حوزه علميه
[آرشيو شده ها]